![]() |
![]() |
|
| شعرهاوسبکهای جدیدمداحی |
|
فاطميه ۱ (1) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 23:24 توسط محمد ابوالحسنی |
|
|
۶ تا سبك ( مقدم)
كربلايي جواد مقدم
سبك : دوباره دل شد هوايي ، مسافر كربلايي دانلود : كليك كنيد .............................................................................................................. سبك : كسي بي تو نمي تونه توي اين دنيا بمونه ( روضه العباس ) دانلود : كليك كنيد .............................................................................................................. سبك : دائم به لب ذكر حسين دانلود : كليك كنيد .............................................................................................................. سبك : اي تمام آرزويم ، غم تو شد آبرويم ( امام زمان ) دانلود : كليك كنيد .............................................................................................................. سبك : امشب از اون شباييه كه دل من هواييه دانلود : كليك كنيد .............................................................................................................. سبك : مستم مستم ، مجنون هستم ( خيلي باحاله ) دانلود : كليك كنيد ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 23:3 توسط محمد ابوالحسنی |
|
|
حاج حسين سيب سرخي
حاج حسين سيب سرخي
سبك : ارباب ارباب دلم تنگه براي حرمت دانلود مستقيم : كليك كنيد .............................................................................................................. سبك : قربان آن سحرهاي كرب و بلاي تو دانلود مستقيم : كليك كنيد .............................................................................................................. سبك : زنجير برام بياريد امشب جنون گرفتم (خيلي باحاله) دانلود مستقيم : كليك كنيد .............................................................................................................. سبك : همه سرنوشت ابالفضل دانلود مستقيم : كليك كنيد .............................................................................................................. سبك : عمري بود كه عاشق و ديوانه ي توام دانلود مستقيم : كليك كنيد .............................................................................................................. اينم براي اونا كه با چهچهاي حاج حسين حال ميكنن « حديث عشق تو ديوانه كرده عالم را » کلیک کنید |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 23:1 توسط محمد ابوالحسنی |
|
|
ديوونه كجا داره جز در خونه ي حسين
يه قسمت از ميلاد حضرت رقيه ۱۳۸۰ مرحوم سيد جواد ذاكر كه من فوق العاده باش حال ميكنم
![]() سبك : ديوونه كجا داره جز در خونه ي حسين
۱- تصويري ۲- تصويري 3GPP براي گوشي هاي موبايل ۳- صوتي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 22:59 توسط محمد ابوالحسنی |
|
|
امام جواد(ع) و راز شهادت هشتمين امام معصوم(ع) در انتظار پسر و شيعيان در تب و تابرويت جمال جواد الائمه(ع) بودند. حدود چهل و هفتمين بهار عمرامام رضا(ع) سپرى مىشد اما هنوز فرزندى كاشانه پر فروغش رافروزان نساخته بود. از طرفى حضرت مورد طعنه دشمنان و زخم زبانآنها قرار داشت كه گاه بوسيله نامه نيز آن حضرت را مورد آزارقرار مىدادند كه نمونه آن را مىتوان در مكتوب «حسين ابنقياما» مشاهده كرد. او كه از سران «واقفيه» بود در نامهاىبه امام رضا(ع) مىنويسد: چگونه ممكن است امام باشى در صورتىكه فرزندى ندارى و امام(ع) پاسخ او را چنين نگاشت كه از كجامىدانى كه من فرزندى نخواهم داشت چند روزى طول نخواهد كشيد كهخداوند به من پسرى عنايتخواهد كرد كه حق را از باطل جدامىكند. تا اينكه طبق پيش بينى امام (ع) در رمضان سال 195 هجرىو به نقل از ابن عياش در دهم رجب آن سال ستاره امام جواد(ع)متجلى شد و مادرش «سبيكه» را كه از خاندان «ماريه قبطيه»همسر پيامبر(ص) بود و به فرموده امام رضا(ع) آفرينشى پاكيزه ومنزه داشت. مرتبت و مقامى والاتر بخشيد. ولادت امام جواد(ع) تمامى شايعات مربوط به امام رضا(ع) راپايان بخشيد و دلهره و اضطراب را از ميان شيعيان زدود. بدينجهت، كه امام در حق فرزندش فرمود: اين مولودى است كه براىشيعيان ما «در اين زمان» با بركتتر از او زاده نشده است. مولودى كه حدود شانزده سال رهبرى و امامتشيعيان را عهده دارشدو در اين راستا آثارى شگفت از خويش به يادگار گذارد و مكتبعلمى، اجتماعى شيعه را جلوه خاص بخشيد. شهادت آن بزرگوار پايانى استبر تلاشهاى چشمگير و پر فروغشتلاشهايى كه خلفاى بنى عباس و دشمنانش را آنچنان غافلگير نمودكه نتوانستند آن حضرت را تحمل نمايند و بدين جهت در صدد شهادتآن حضرت بر آمدند و اين نوشتار نگاهى استبه عوامل و موجباتشهادت آن حضرت كه در اين زمينه به بررسى سه عامل مىپردازيم: تقواى الهى و عدم همراهى با فساد در بارمىدانيم كه يكى از القاب آن حضرت «تقى» است و اين به خاطرهجلوه و ظهور خاصى است كه تقواى الهى آن امام همام در اجتماعآن روز نموده و جهانى از پاكى و عفاف و تقوا را فرا راهديدگان قرار داده بود و الا تمامى معصومين بر خور دار از صفتتقوا و عصمت الهى هستند چنانكه همه «صادق» راستگو و«كاظم» فرو برنده خشم و «زين العابدين» زيباترين روحپرستنده» هستند. اما فرهنگ القاب معصومين ريشهاى اجتماعى وبرخاسته از عنايت الهى دارد كه لقب «تقى» نيز از اين مقولهاست نگاهى به شرايط اجتماعى آن بزرگوار و وضعيت درباريان مارا بدين نكته رهنمون مىكند كه دشمن تلاشى پيگير داشت تا بهگمان خود آن حضرت را با عياشيها و فساد دربار براى يك بارهمكه شده است آلوده كند و در نتيجه آن حضرت را از چشم شيعيان وطرفدارانش كه او را به خاطر پاكى و طهارت الهىاش مى ستودندساقط كند و حتى مامون براى كشاندن آن حضرت به بزم درباردخترش ام الفضل را به عقد آن حضرت در آورد و در اين جهت دستورلازم را نيز صادر كرد. اما راه بجايى نبرد و پاكى و تقواىامامتبر انديشه باطل مامونى پيروز گشت و نورانيتى مضاعفيافت. اين بار كافى است روايت ذيل را مرور كنيم. ابن شهرآشوب در كتاب «مناقب» از محمد بن ريان نقل مىكند كهمامون درباره امام محمد تقى(ع) به هر نيرنگى دست زد شايدبتواند آن حضرت را مانند خود اهل دنيا نمايد و به فسق و لهواو را متمايل كند به نتيجهاى نرسيد تا زمانى كه خواست دخترخود را به خانه آن حضرت بفرستد دستور داد صد كنيزك اززيباترين كنيزكان را بگمارند تا زمانيكه امام جواد(ع) براىحضور در مجلس دامادى وارد مىشود با جامهاى جواهر نشان از اواستقبال كنند كنيزان به آن دستور العمل رفتار كردند ولى حضرتتوجهى به آنها ننمود و مردى بود به نام «مخارق» كه آوازهخوان بود و بربط نواز و ريشى دراز داشت. مامون او را طلبيد واز او خواست كه تلاش خود را جهت متمايل نمودن امام به امورمزبور بكار گيرد. مخارق به مامون گفت اگر ابوجعفر(ع) كمترينعلاقهاى به دنيا داشته باشد من به تنهايى مقصود تو را تامينمىكنم. پس نشست مقابل آن حضرت و آواز خود را بلند كرد بگونهاىكه اهل خانه دورش گرد آمدند و شروع كرد به نواختن عود و آوازخوانى. ساعتى چنين كرد ولى ديد حضرت جواد(ع) نه به سوى او ونه به راست و چپ خود هيچ توجهى ننمود. سپس سربرداشت و رو بهآن مرد كرد و فرمود، «اتق الله ياذاالعثنون» از خدا پروا كناى ريش دراز پس عود و بربط از دست آن مرد افتاد و دستش از كارافتاد تا آن كه بمرد. مامون از او پرسيد تو را چه شد؟ گفت:وقتى كه ابو جعفر(ع) فرياد بركشيد آن چنان هراسيدم كه هرگز بهحالت اول باز نخواهم گشت. روايت فوق بيانگر عمق توطئه مامونجهت نشانه گرفتن تقواى الهى امام جواد(ع) مىباشد كه عصمت الهىامام جواد(ع) نقشههاى آنان را نقش بر آب مىنمود. و در همينراستا سخن ديگرى كه از «ابن ابى داود» نقل شده است كه درجمع اطرافيان خود گفت: خليفه به اين فكر افتاده است كه ابوجعفر(ع) را براى شيعيان وپيروانش به صورت زشت و مست نا متعادل آلوده به عطر مخصوص زناننمودار كند. نظر شما در اين باره چيست؟ آنها مىگويند اينكاردليل شيعيان و حجت آنرا از بين خواهد برد اما فردى از ميانآنانمىگويد جاسوسهايى از ميان شيعيان برايم اين چنين خبرآوردهاند كه شيعيان مىگويند در هر زمان بايد حجتى الهى باشد وهرگاه حكومت متعرض فردى كه چنين مقامى نزد آنان دارد بشود خودبهترين دليل ستبر اينكه او حجتخداست. پس از آن «ابن ابىداود» خبر را به خليفه منتقل مىكند دراين هنگام خليفه اينچنين اظهار نظر مىكند كه «امروز در باره اينها هيچ چاره وحيلهاى وجود ندارد. ابوجعفر را اذيت نكنيد. پس از نوميدى ازهمراهى امام و درخشش هرچه بيشتر جلوههاى پاكى و تقواى امامبود كه دشمن تصميم به شهادت امام(ع) را مىگيرد زيرا كه هر روزشخصيت امام فروغى فروزانفتر به خويش مىگيرد و دلهاى مشتاقپاكى و عفاف را هرچه بيشتر بسوى خويش جذب مىكند. و امام (ع)خود بى رغبتى و ناراحتى خويش را از وضعيت دربار و همراهى آناناظهار مىداشت. «حسين مكارى» مىگويد: در بغداد بر ابوجعفر(ع)وارد شدم و در نزد خليفه بانهايت جلالت مىزيست. با خود گفتم كهحضرت جواد(ع) با اين موقعيت كه در اينجا دارد ديگر به مدينهبرنخواهد گشت. چون اين خيال در خاطر من گذشت ديدم امام سرش راپايين انداخت و پس از اندكى سربلند كرد در حالىكه رنگ مباركشزرد شده بود، فرمود: «اى حسين نان جو با نمك نيمكوب در حرمرسولخدا(ص) نزد من بهتر است از آنچه كه مشاهده مىكنى. برترى دانش و تفوق علمىدومين عامل شهادت امام جواد(ع) را مىتوان حضور قوى و كار آمدحضرت در صحنههاى علمى و برترى دانش آن حضرت بر شمرد زيرا كهاين امر ناتوانى خليفه را در مقابل امام جواد(ع) كه بسيارىخلافت را حق آنان مىدانستند به نمايش مىگذاشت. و ضعف بنيه علمىدانشمندان دربارى را هر چه بيشتر آشكار مىساخت كه از ميانمباحثات متعدد حضرت يكى از آنها را برگزيده و نقل مىكنيم. «زرقان» كه با «ابن ابى داود» دوستى و صميميت داشت مىگويديك روز ابن ابى داود از مجلس معتصم باز گشت، در حالى كه بهشدت افسرده و غمگين بود علت را جويا شدم گفت: امروز آرزو كردمكه كاش بيستسال پيش مرده بودم پرسيدم چرا؟ گفت: به خاطر آنچهاز ابوجعفر «امام جواد(ع») در مجلس معتصم برسرم آمد. گفتم: جريان چه بود؟ گفت: شخصى به سرقت اعتراف كرد و از خليفه«معتصم» خواست كه با اجراى كيفر الهى او را پاك سازد. خليفههمه فقها را گرد آورد و محمد ابن على «حضرت جواد(ع») را نيزفراخواند و از ما پرسيد دست دزد از كجا بايد قطع شود؟ منگفتم: از مچ دست. گفت: دليل آن چيست؟ گفتم: چون منظور از دستدر آيه تيمم «فامسحوا بوجوهكم و ايديكم»،صورت و دستهايتانرا مسح كنيد» تا مچ دست است. گروهى از فقها در اين مطلب بامن موافق بودند و مىگفتند: دست دزد بايد از مچ قطع شود ولىگروهى ديگر گفتند: لازم است از آرنج قطع شود و چون معتصم دليلآن را پرسيد گفتند: منظور از دست در آيه شريفه وضوء: «فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق» صورتها و دستهايتانرا تا آرنجبشوييد. تا آرنج است. آنگاه معتصم رو به محمد ابنعلى امام جواد(ع) كرد و پرسيد: نظر شما در اين مساله چيست؟ گفت: اينها نظر دادند، مرا معاف بدار. معتصم اصرار كرد و قسمداد كه بايد نظرتان را بگوييد. محمد بن على (ع) گفت: چون قسمدادى نظرم را مىگويم. اينها در اشتباهاند. زيرا فقط انگشتاندزد بايد قطع شود و بقيه دستبايد باقى بماند. معتصم گفت: بهچه دليل؟ گفت: زيرا رسول خدا(ص) فرمود: سجده بر هفت عضو بدن تحققمىپذيرد. بنابراين اگر دست دزد از مچ يا آرنج قطع شود دستىبراى او نمىماند تا سجده نماز را به جا آورد و نيز خداى متعالمىفرمايد: «و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا» سجدهگاهها از آن خداست. پس هيچ كس را همراه با خدا مخوانيد. ابنابى داود مىگويد: معتصم جواب محمد بن على را پسنديد دستور دادانگشتان دزد را قطع كنند و من همانجا آرزوى مرگ كردم. پس ازسه روز ابن ابى داود به حضور معتصم مى رسد و مىگويد: به معتصمگفتم خير خواهى براى اميرالمومنين بر من واجب است و من در اينجهتسخنى مىگويم كه مىدانم با آن به آتش جهنم مىافتم. معتصمگفت آن سخن چيست؟ گفتم: چگونه اميرالمومنين براى امرى از امور دينى كه اتفاق افتادهاستبه خاطر گفته مردى كه نيمى از مردم به امامت او معتقدند وادعا مىكنند او از اميرالمومنين شايستهتر به مقام اوست، تمامىسخنان آن علماء و فقها را رها كرده و به حكم آن مرد حكم كرد؟ پس رنگ معتصم تغيير كرد و متوجه هشدار من شد و گفت: خدا را دربرابر اين خيرخواهيتبه تو پاداش نيك عطا كند و پس از آن بودكه تصميم به شهادت امام (ع) گرفت. بزرگداشت نهضتهاى شيعىحسين بن على مشهور به شهيد فخ نواده حضرت مجتبى(ع) در زمانيكى از خلفاى بنى عباس به نام هادى عباسى قيام كرد. ياد و ناماو سندى بر محكوميتبنى عباس تلقى مىشد و حماسه نهضتهاى شيعىعليه خلفاى عباسى را در خاطرهها تجديد مينمود. در حمايت ازاين شهيد انقلابى روايتى نيز از امام جواد(ع) مىخوانيم: «پساز فاجعه كربلا هيچ فاجعهاى براى ما بزرگتر از فاجعه فخ نبودهاست.» يكى از نويسندگان در حكمت نقش انگشترى امام جواد(ع)«نعمالقادر الله» مىنويسد: بعد از آن كه «مامون» همهانقلابها را سركوب نموده و تمامى صداها را خفه كرد. طبيعى بودكه مامون و عباسيان و يارانشان احساس كنند كه به نهايتآروزيشان رسيده و به ارزشمندترين آرمانهايشان كه عبارت بود ازمحكم ساختن پايههاى حكومت و سلطنتشان به طورى كه ديگر هيچنيرويى توان ايستادن در برابر جبروت و سركشى آنان نداشته اشددستيافتهاند ولى مىبينيم كه بعد از اين همه، نقش انگشترىامام جواد(ع) در برابر تمامى تصورات آنان قد علم مىكند وتمامى مظاهر و سركشى و ستم آنان را محكوم مىكند آن نقش اينجمله است «نعم القادرالله» چه نيكو توانمندى استخدا. و در اين راستاست كه معتصم پس از اين كه از مردم بيعتبراىخود گرفت جوياى حال امام جواد(ع) شد و دستور داد كه امامجواد(ع) و همسرش ام الفضل را به بغداد فرا خوانند. زيرا كهحضور و نام و ياد آن بزرگوار حماسه جهاد و پرچم آزادگى و عزتايمان است و جلوه امامت و وصايتش مهر باطلى استبر خلافتهاىباطل بنى عباس. درود و سلام و صلوات خدا بر جواد الائمه(ع) آن هنگام كه باميلادش جلوه زيباى مباركترين مولود را رقم زد و آن هنگام كه باقامت زيباى امامتخويش قيامتى از شكوه و جلال و عظمت الهى رامتجلى ساخت و آن زمان كه در آخر ذى قعده سال 220 هجرى ديده ازجهان فرو بست و با غروب غمگنانه و افتخار آفرين خويش تجلى بخشآيات جهاد و شهادت گشت. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 23:11 توسط محمد ابوالحسنی |
|
|
مرثیه(روضه)بمناسبت شهادت امام صادق: امشب صحبت از آن آقایست که زندگانی اوخیلی شبیه مادرش فاطمه شد، آخرآقا رادر کوچه دواندند،در خانۀ آقا را آتش زدند، همان طوری که وارد خانۀ فاطمه شدند وعلی را دست بسته بردند،نیمه های شب به خانۀ امام صادق(ع) ریختند، حضرت مشغول نماز بودند، آقا را با دست بسته بدون عبا و عمامه، اجازه ندادند آقا نعلین پا کنند با پای برهنه به طرف قصر آن ملعون بردند. آن مرد در حالت مستی، دید امام صادق (ع) ازکوچه می آیند، گفت چکارکنم آمد رویش را کرد به دیوار تا آقا همینطور رد می شدند فرمود: در حالی هستید روی خود را ازما برنگردانید. امشب بگو یا امام صادق (ع) من خیلی گنهکارم، اما امشب رو برشما کرده ام. چقدردلت برای مینه تنگ شده است؟گفت دیدم کناربقیع، یکی از این دختربچه ها که گندم می فروشند، یکی از این نگهبانها چنان به او سیلی زد، که چرا گندم می فروشی.اونجا یاد صحن عقیق امام رضا افتادم، دسته دسته کبوترها بلند می شوند می روند طرف گنبد طلا، مردم می یابند برای کبوترها گندم نذر می کنند. دو نفر بین اهلبیت با پای برهنه دوانده شدند، یکی آقام امام صادق (ع) که نیمۀ شب به در خانۀ آقا ریختند، آقا را با پای برهنه شبانه بدون عمامه و عبا به قصر حکومتی بردند.یک نفر دیگر هم اینطور بود، آن هم سه سالۀ حسین، اگرامام صادق (ع) سن و سالی ازایشان گذشته بود، این دخترفقط سه سالش بود. اما دیگرکسی برای امام صادق (ع) سربریدۀ بابا نیاورد.... دست بسته پا برهنه دل غمین بی عمامه بی ردایم نی می بری پیرمردم، قد کمانم موسپید پا پیاده از جفایم می بری اهل بیتم باز در دلواپسی مضطر وگریان زترس وبی کسی اربا رابا کن بسوزان جسم من بعد از آن برباد ده خاکسترم هر چه می خواهیبیاور بر سرم نا سزا اما نگو بر مادرم آقاجان شما خیلی شبیه امیرالمؤمنین شدید، هم دستهای شما را بستند،هم میان کوچه شما را کشیدند، هم درخانه تان را آتش زدند. اما عرضه بداریم آقا جان دیگرکسی همسفرشما را پیش روی شما نزد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 13:36 توسط محمد ابوالحسنی |
|
|
سینه زنی به سبک شوربمناسبت شهادت امام جعفر صادق: غم،به دلم می شینه، آروزم همینه، برم از مدینه شکسته قلبم، بادستایِ جوراین زمونه غم دل من، قدر وسعت یه آسمونه یه عده نامردآتیش زدند، دل پر از ملالمو به پیش چشمای جوجه ها، طناب زدند دوبالمو رحمی نکردند بی غیرتا، رعایت سن سالمو من بسکه غصه دیدم، زهرغم چشیدم، زهمه بریدم غم، به دلم می شینه، آرزوم همینه، برم از مدینه شبی که دشمن، اشک غربت چشامو ندید با دست بسته،من روبین کوچه هامیکشید به یاد اون لحظه افتادم، که یک شبی تو کوچه ها مادرخستم نفس می زد، میون دود وشعله ها دخیل دستای آسمون، نگاه مأیوس بچه ها ای دل من توببین،قاتلم شده این،مادرم رو زمین غم،به دلم می شینه،آرزوم همینه،برم از مدینه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 9:52 توسط محمد ابوالحسنی |
|
|
نوحه سنگین(واحد) بمناسبت شهادت امام جعفر صادق: باز هم تاریخ غم تکرار شد ظلم یثرب باز هم تکرار شد باز هم یک خانه را آتش زدند پیش بلبل لانه را آتش زدند باز هم گلچین شقایق را شکست حرمت قرآن ناطق را شکست باز گلچین رونق از گلخانه برد عندلیب عشق از کاشانه برد باز از بیداد قلبی خسته شد دیدهای راد مردی بسته شد باز هم در پیش چشم کودکان یک پدر با دست بسته شد روان نیمه شب از خانه صاحب خانه رفت در حصار ظلم مظلومانه رفت یوسفی عازم به سوی چاه شد پابرهنه سوی قربا نگاه شد بین ره میکرد با خود زمزمه بار خود را بسته ام یا فاطمه زهمه دنیا دل سیرم غم و غربت کرده پیرم گوشۀ این حجرۀ تنها می زنم ناله ومی میرم آتش زدند،برخانه ام یادگل و، پروانه ام واغربتا شب غربت چوسحر کردم هر دم یاد مادر کردم چو درِ خانه در آتش سوخت یاد دیوار و در کردم از غم و غربت نیلی ام من یادگار سیلی ام واغربتا به لب آمد این جان من می میرم از رنج ومحن این دم آخر می گریم بهرآن یار بی کفن دشمن سرش را می برید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 22:13 توسط محمد ابوالحسنی |
|
|
نوحه تک ضرب بمناسبت شهادت امام جعفرصادق(ع):
از این زندگی سیرم بیابیابیامادر دعاکن که بمیرم بیابیابیامادر دلای هر پیرجوون٬هرکسی که دل عاشقه داد می زنه رو به بقیع٬آقام امام صادقه میاد میون کوچه ها٬ بازم صدای یه غریب تونفسهای آخرش٬می خونه اوامن یجیب افتاده بودیه گوشه و٬فاطمه رو صدا می زد ازشدت زهرجفا٬روخاکا دست و پا می زد دل خون شده داره زغصه دل بی قراره تو این نفسهای آخر به یاد در و دیواره ازاین زندگی سیرم بیابیابیامادر این بی حیامردم خدا٬قلب مراشکسته اند میان کوچه چون علی٬دستان من را بسته اند تویه شب سردوتاریک٬یه عده ای وحشیونه خونمو آتیش کشیدند٬ نامردای اون زمونه نه عمامه و نه عبا٬به روی دوشم ای خدا من می دویدم به یاد٬زهرا میان کوچه ها ازاین زهرجفاجو دلم شده پاره پاره لب تشنه ام اکنون یادلب تشنۀ یاره ازاین زندگی سیرم بیابیابیامادر دعاکن که بمیرم بیابیابیامادر
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 15:35 توسط محمد ابوالحسنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 آبان 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
مداحی فاطميه ۱ (1) |
| پیوندها |
|
افتخار |
|
RSS
|